فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
318
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
بيش از زنهاى ايرانى در ملاء عام ديده نمىشوند و اگر از خانه خارج گردند صورتهاى خود را با روسريها چنان مىپوشانند كه نمىتوان آنها را از زنان ديگر تميز داد ، در اين روز گروه گروه - اعم از دختر يا زن شوهردار - با صورت كاملا باز در كوى و برزن ديده مىشدند . بيشتر زنان شوهردار لباسهاى معمولى را عوض كرده جامههائى خشن با آسترهاى پوستى شبيه جامهها يا بالاپوشهاى آستين گشاد دهقانان كاستيل در بر كرده بودند و شالگردنهاى خود را طورى بسته بودند كه دهان را مىپوشانيد اما مانند كشاورزان استرامادور اسپانيا بقاياى صورتشان ديده مىشد . دخترها شال گردنهائى به همان شيوه بسته بودند جز آنكه كمى از موى سرشان نيز پيدا بود . اينان روپوشهائى مناسب نواحى سردسير بر تن و شلوارهائى به سبك زنان ايرانى و گرجى و فاقد هرگونه جذبه و ظرافت به پا داشتند . بيشتر زنان ارمنى اگرچه زيباترين زنان آسيا هستند نسبت به آرايش خويش بىتوجهند . سفير پس از آنكه تشريفات راهپيمائى را تا كليسا انجام داد به تماشاى چيزهاى جالب نظر و قابل ملاحظه پرداخت . ساختمان كليسا بسيار بزرگ و زيبا بود . در وسط آن گنبدى مشابه آنچه در كليسا - هاى ما هست يا دستكم از چندى بدينطرف ساختهاند مشاهده مىشد . نقاشى تابلوهاى روى قربانگاه بقدرى جالب بود كه از آثار عتيق مىنمود . زيرا با اينكه بيش از ده دوازده سال از بنيادگذارى مهاجرنشين جلفاى جديد نمىگذرد ، معلوم بود كه تزئينات كليسا بسيار قديمى است . اين مسيحيان هنگام خروج از ارمنستان هرچه وسائل تزئينى در كليساهاى آن ديار وجود داشته است با خود بدين نواحى آوردهاند . از آنجمله تعداد زيادى قنديل است كه نمونههائى از آنها كه در اين كليسا ديده مىشد از نقره ساخته شده بود و چنان كه مىگفتند تعدادى از اين قنديلها را نيز به كليساهاى ديگر داده بودند . پس از آنكه سفير از روحانيان ارمنى و برخى بازرگانان بسيار ثروتمند آنان كه براى خوشامدگوئى به وى آمده بودند اجازهء مرخصى خواست چند شمع تبرك شده به وى هديه دادند كه به گفتهء